بایگانی نویسنده: سهیل صادقی

عید فطر در اسارت


http://uupload.ir/files/gb8_37931909346425647640.jpg

عید سعید فطر   خرداد 1364

پس از یك ماه عبادت و روزه‌داری در شرایط سخت اسارت كه البته باید اعتراف كرد كمی آسان‌تر از سال گذشته بود سرانجام با حلول ماه شوال كه از طریق رسانه‌های گروهی عراقی اعلام شد ماه رمضان به پایان رسید و عید فطر آمد. با وجودی كه در مورد عید فطر و زمان آن مسائلی مطرح بود اردوگاه تصمیم تازه‌ای اتخاذ نكرد و عید همزمان با عراقی‌ها برگزار شد. صبح روز عید فطر قبل از آمار اغلب بچه‌ها پیش از طلوع آفتاب غسل كردند و نماز عید در آسایشگاه برگزار شد. در آسایشگاه 14 آقای فخلعی بعد از نماز عید سخنرانی نمودند. این دومین نماز عیدی بود كه من در آن شركت می‌كردم. یك بار در بهبهان و بار دیگر در زیر سقف آسایشگاه 14. بعد از نماز بچه‌ها به معانقه با یكدیگر پرداختند و عید را به هم تبریك گفتند. زحمتكشان آسایشگاه مقداری شیرینی آماده كرده بودند كه بین بچه‌ها پخش شد. هنگام آمار صبح افسر عراقی به طور دسته‌جمعی به بچه‌ها تبریك گفت و سپس تهدید كرد كه كسی حق ندارد با سربازان معانقه كند. تبریك همین بود كه گفته شد و دیگر هیچ!!! در محوطة آسایشگاه و اردوگاه نباید اسیری با سربازی در حال معانقه دیده شود. این كار مجازات دارد و ممنوع می‌باشد. بچه‌ها در محیط اردوگاه در مقابل عراقی‌ها با یكدیگر معانقه می‌كردند و تبریك می‌گفتند و اظهار امیدواری می‌نمودند كه سال بعد در كشور عزیز خودشان و در كنار مردمشان باشند. برخی از سربازان به بچه‌ها می‌گفتند: «عیدكم سعیداً» و بچه‌ها هم جواب می‌دادند اما جرأ‌ت معانقه و مصافحه نداشتند. بچه‌ها دائماً در برخورد با یكدیگر آرزوی پیروزی می‌نمودند حتی به سربازان نیز می‌گفتند كه: «نصرنا قریب» و البته آن‌ها نمی‌دانستند كه منظور چیست؟!! برخی هم به شوخی به هم می‌گفتند: «ایرانكم قریباً» و برخی دیگر می‌گفتند: «ایرانكم بعیداً» عید این سال به دلیل عقب‌نشینی عراقی‌ها و برداشتن كابل‌ها از جلو چشم بچه‌ها و انتقال آن‌ها به پشت پرده كه باعث ایجاد حالتی آزادتر شده بود برای اردوگاه جلوة دیگری داشت. از طرفی با آمدن گرما مسئلة آب گرم كوزه‌ها و نبودن یخ و بیماری یرقان هم همه‌جا بر سر زبان‌ها بود و اردوگاه در فكر به دست‌آوردن راه‌حلی برای‌ این معضل بزرگ بود كه سال گذشته جان تعداد زیادی را به خطر انداخته بود.

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی

در وداع ماه رمضان سعدی شیرازی


گفتم انده مبر که بازآید/ روز نوروز و لاله و ریحان/ گفت ترسم بقا وفا نکند/ ورنه هر سال گل دمد بستان / روز بسیار و عید خواهد بود....

در محضر صبح
برگ تحویل می‌کند رمضان
بار تودیع بر دل اخوان
یار نادیده سیر، زود برفت
دیر ننشست نازنین مهمان
غادر الحب صحبة الاحباب
فارق ‌الخل عشرة الخلان
ماه فرخنده، روی برپیچید
و علیک السلام یا رمضان
الوداع ای زمان طاعت و خیر
مجلس ذکر و محفل قرآن
مهر فرمان ایزدی بر لب
نفس در بند و دیو در زندان
تا دگر روزه با جهان آید
بس بگردد به گونه گونه جهان
بلبلی زار زار می‌نالید
بر فراق بهار وقت خزان
گفتم انده مبر که بازآید
روز نوروز و لاله و ریحان
گفت ترسم بقا وفا نکند
ورنه هر سال گل دمد بستان
روز بسیار و عید خواهد بود
تیر ماه و بهار و تابستان
تا که در منزل حیات بود
سال دیگر که در غریبستان
خاک چندان از آدمی بخورد
که شود خاک و آدمی یکسان
هر دم از روزگار ما جزوی ا‌ست
که گذر می‌کند چو برق یمان
کوه اگر جزو جزو برگیرند
متلاشی شود به دور زمان
تا قیامت که دیگر آب حیا
بازگردد به جوی رفته روان
یارب آن دم که دم فروبندد
ملک الموت واقف شیطان
کار جان پیش اهل دل سهل‌ است
تو نگه دار جوهر ایمان

دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان




دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان

دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ غَشّنی بالرّحْمَةِ وارْزُقْنی فیهِ التّوفیقِ والعِصْمَةِ وطَهّرْ قلْبی من غَیاهِبِ التُّهْمَةِ یا رحیماً بِعبادِهِ المؤمِنین.

خدایا بپوشان در آن با مهر و رحمت و روزى كن مرا در آن توفیق و خوددارى و پاك كن دلم را از تیرگیها و گرفتگى‌هاى تهمت اى مهربان به بندگان با ایمان خود.

رمضان در اسارت- میهمانی فرمانده اردوگاه


http://uupload.ir/files/ovgm_eog7_67.png

افطاردرحیاط اردوگاه

       یكی دوسه روزبعدازآن تنبیه دسته جمعی یك باردیگر افسر عراقی وارداردوگاه شدواین بارصبح بود،حوالی ساعت 10، اوبه همراه یكی دوافسردیگروتمامی سربازان ومسئول ایرانی اردوگاه تمامی آسایشگاه هاوآشپزخانه ی اردوگاه راموردبررسی قرارداد، هنگام عبوراووهمراهانش ازجلوهرآسایشگاهی یااز كنار هر تجمعی مسئول آسایشگاه مربوط ودربعضی مواقع جاسوسان برای اظهار وجودوخودشیرینی بادادن خبردار ادای احترام می كردندواونیزبابی اعتنایی كامل وغروربی حدوحصرازكنارهمه ردمی شدودستی تكان می داد.افسراردوگاه آن روزآماده بودتایك حركت تبلیغاتی انجام دهدكه بسیارهم مضحك بود!!اوگفت افطارامشب همه ی اسرامهمان من هستنداین خبردراردوگاه پیچید وماباخوداندیشیدیم كه مهمانی افسرعراقی چه شكلی است؟وچه سفره ای داردكه بتواند1500 اسیرراتغذیه كند؟تاغروب همه ی سخن هاحول محورمهمانی امشب می چرخیدتااینكه غروب نزدیك شدوسربازان اعلام كردند:((هركسی یك پتوبیاوردوظرف غذای خودش رانیزهمراه داشته باشد وهركس یك نان هم ازآسایشگاه خودهمراه داشته باشد.تازه برای مامعلوم می شدكه مهمانی فرمانده عراقی چه شكل وشمایلی دارد.هرگروهی باپتوی خودش درزمین والیبال مستقر شد، پتوها را كنارهم انداختیم ونشستیم همان آش هرروزی وهمان نان سهمیه بندی شده که ازآسایشگاه آورده بودیم وهیچ چیزتازه ای نیزدرسفره خودنمایی نمی كرد.هنوزآفتاب درست غروب نكرده بود.10یا15 دقیقه به افطارباقی مانده بودكه افسرعراقی گفت:((وقت افطاراست،صیامكم مقبول ... روزه های شماقبول باشد.))بچه هابه هم نگاه می كردندوپچ پچ هاشروع شد افسرعراقی كه ام الخشونت بودوقتی دیدكه كسی نمی خورد با عصبانیت گفت:((چرانمی خورید،افطاراست))معاون اردوگاه به اوگفت :((سیدی هنوزافطارنشده است ماكمی بعدازافطارغذامی  خوریم))اوگفت:((یعنی روزه ی ماباطل است!))وسپس باعصبانیت ازسربازان خواست كه هركس غذانخورداورابیرون بكشیدوتنیه كنید.مامشغول بازی بانان هاشدیم سربازان بالای سربچه هامی آمدندومی گفتند:((بخورید،حتی بعضی ازآنهاباحالت دلسوزانه می گفتند))زیرامی دانستنداگركسی موردخشم این سفاك قراربگیردچه می شود.به هرترتیبی كه بودماآن روزافطاركردیم ونمی دانم كه آن روزه بااشكال مواجه شدیانه!مثلاماآن روزمهمان جناب فرمانده اردوگاه بودیم !!غذاراخوردیم وهواتاریك شدبه طوری كه ستارگان درآسمان نمایان شدندوحالت عجیبی بودبادیدن این حالت وستارگان درآسمان دل انسان می گرفت مدت هابودكه شب هاجزمهتابی وسقف آسایشگاه چیزدیگری راندیده بودیم.یكی ازبچه هاگفت:((بعدازچهارماه آسمان رادرشب دیدم...))سربازگفت ((خدا را شكركن،چهارماه كه چیزی نیست كسانی هستندكه بیش از40 ماه آسمان رادرشب ندیده اند!!))وعجیب سخن بامسمایی بودآری دلمان به حال كسانی بایدبسوزدكه حتی قبل ازشعله ورشدن جنگ به اسارت درآمدندوهنوزهم آسمان پرستاره راندیده اند!!!

لحظاتی بعدبابه صدادرآمدن سوت آمارپایان مهمانی مفصل وگسترده فرمانده ی نظامی اردوگاه اعلام شد.مهمانی باشكوهی كه خوانی ازنعمت های گوناگون داشت!!مابه سوی آسایشگاه حركت كردیم وبه این تبلیغ پراثروپرخرج دشمن خندیدیم وروزها در موردآن سخن گفتیم وخداراشكركردیم كه دشمن مااحمق ونادان بودوحتی تبلیغات اونیزمسخره ومضحك می نمود.بعضی ازبچه هامعتقدبودندكه این شب آخرین افطارماه مبارك بود.امابه نظرمن شب قدربوداهل تسنن شب 27 رمضان رابه عنوان شب قدرگرامی می دارندوشایدحركت عراقی هانیزبااین اعتقادرابطه ای داشته باشد.والله اعلم.

دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان




دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان

دعای روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَل سَعْیی فیهِ مَشْكوراً وذَنْبی فیهِ مَغْفوراً وعَملی فیهِ مَقْبولاً وعَیْبی فیهِ مَسْتوراً یا أسْمَعِ السّامعین.

خدایا قرار بده کوشش مرا در این ماه قدردانـى شده وگناه مرا در این ماه آمرزیده وکردارم را در آن مورد قبول وعیب مرا در آن پوشیده اى شنواترین شنوایان.

دعای روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان






دعای روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان

دعای روز بیست و پنجم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهمّ اجْعَلْنی فیهِ محبّاً لأوْلیائِكَ ومُعادیاً لأعْدائِكَ مُسْتَنّاً بِسُنّةِ خاتَمِ انْبیائِكَ یا عاصِمَ قُلوبِ النّبییّن.

خدایا قرار بده در این روز دوست دوستانت و دشمن دشمنانت و پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت اى نگهدار دل‌هاى پیامبران.

ستارگان بهبهو حاج امرالله صدقی (قسمت دوم)




http://uupload.ir/files/1p7y_ya09_img-20180520-wa0026[1].jpg

تشکیل اردوگاه تبلیغی

اردوگاه رمادیه دو یا به قول اسرا بین القفصین از روز اول به منظور تبلیغات علیه جمهوری اسلامی تشکیل شد. اسرایی که به نظر می رسید در سن کمی به اسارت در آمده اند اطفال نامیده شدند تا اردوگاهی به همین نام تشکیل شود و خبرنگاران دنیا جهت تهیه فیلم و خبر به این اردوگاه دعوت می شدندبه این منظور که ایران حقوق بشر را بعلت اعزام اطفال رعایت نمی کند.قبل از تشکیل این اردوگاه تعداد زیادی از نوجوانان ایرانی را در رومادیه یک جمع کردند و قضیه آن 23 نفر و ملاقات با صدام و حماسه جاویدان این نوجوانان و همچنین مصاحبه ماندگار و شجاعانه دو نوجوان اسیر ایرانی با خبرنگار هندی که که بدون حجاب به اردوگاه آمده بود و بعد از آن مصاحبه که به لطف الهی از طریق رسانه های گروهی دنیا به نمایش درآمد..... اردوگاه رمادیه دو تشکیل شد. نوجوانان اسیر در عملیات خیبر نیز یک قاطع از این اردوگاه را به خود اختصاص داده بودند. این اردوگاه چهار قاطع و هر قاطع داری 8 آسایشگاه بود.

امرالله در مورد این اردوگاه می گفت:

«در ابتدای ورود ما به رمادیه  برخلاف موصل از تونل وحشت خبری نبود. ما در اتوبوس تحلیل های مختلفی داشتم بعضی ها می گفتند که می خواهند برای تبلیغات ما را به ایران بفرستند!! و بعضی دیگر در این اندیشه بودند که حتما تبلیغات در کار است اما بعید است که عراق از 400 اسیر به یک باره بگذرد.. با ورود به رمادیه متوجه شدیم که از آزادی خبری نیست اما نسبت به تبلیغات تردیدمان برطرف شد و مطمئن شدیم که قصدشان تبلیغات بین المللی علیه ایران است.. ما را به قاطع دو بردند.من و گلرنگی و محسنی فردوازاد منش وغلامرضا شجاعی وارد آسایشگاه هفت شدیم.


آزمایش سخت در رمادیه

در این اردوگاه قرار بود آموزش هایی به اسرا داده شده و آن ها را برای اقدامات تبلیغی علیه ایران آماده کنند. امرالله در این باره می گفت:« هر روز صبح مارا جهت آموزش رژه نظامی به وسط اردوگاه می آوردند . به تدریج اعتراضات بچه ها گسترده تر شد. عراقی ها ما را به صلیب سرخ معرفی نکرده بودند. ما ماموران صلیب سرخ را از فاصله دور می دیدم فریاد می زدیم ، دست تکان می دادیم،  پارچه هایی را بلند کرده و تکان می دادیم تا شاید متوجه ما بشوند . ماموران صلیب سرخ بعد ها به ما گفتند که ما می دانستیم شما اینجا هستید حرکات شما را هم می دیدم اما اجازه ورود نداشتیم.

کم کم بچه ها تصمیم گرفتند که برای مقابله با اقدامات دشمن کاری انجام دهند. لذا تصمیم به اعتصاب گرفته شد.عاشورای سال 63 بود که بچه ها دست به اعتصاب زدند. بسیاری از بچه ها را به شکل جمعی یا انفرادی به درون حمام ها می بردند و آن ها را به شدت می زدند. همین آقای گلرنگی را بردند و به شدت زدند که مدت ها آثار آن ضربات بر بدنش نمایان بود..

اعتصاب ما نقشه های شومشان را برهم زد. اما بحث خبرنگاران و مصاحبه های تبلیغاتی تا آخر اجرا می شد. اگرچه هیچگاه این موضوع برای من به وجود نیامد.»

محرم در رمادیه دو

بحث محرم در عراق و عزاداری ها در همه اردوگاه محل درگیری بین اسرا و نظامیان عراقی بود.

امرالله ماجرای محرم در رمادیه دو را به این شکل توضیح داد:

«افسر عراقی در واکنش به عزاداری های ما برای امام حسین علیه السلام گفت :

:« فراموش نکنید شما برای ما گل نیاورده اید گلوله اورده اید جوانان ما را کشته اید.  اگر روزی بتوانید به آسمان بالا بروید و به ماه برسید می توانید در این اردوگاه سینه بزنید و عزاداری کنید!!! مردم کربلا هم خواستند عزادرای کنند و لی ما قیر داغ رویشان ریختیم و اجازه چنین کاری به آن ها ندادیم... سال 67 که ملازم عبدالسلام افسر استخباراتی به اردوگاه ما آمد همین حرف ها را به شکل دیگری تکرار کرد. که امام حسین عرب بوده و به شما ربطی ندارد. اصلا چرا شما قبل از عاشورا عزاداری می کنید؟؟

اما  ما در سال 63 بدون هیچ گونه نگهبانی و تدبیر خاصی شروع به عزاداری کردیم و به آن ها فهماندیم که به آداب و رسوم خود پایبندیم. چون آن سال در اعتصاب بودیم شرایط فرق می کرد اما در سال های بعد با برنامه ریزی خاص و قرار دادن نگهبان این کار را انجام می دادیم. و شور و هیجان خاصی را در بین خود ایجاد کرده بودیم.

پذیرش قطع نامه 598

یکی از مباحث بسیار مهم و چالش برانگیز در اردوگاه های عراق بحث پذیرش قراداد 598 بود امرالله در این باره می گفت:

« از طرق روزنامه های عراقی متوجه پذیرش قطع نامه 598 سازمان ملل شدیم. برایمان قابل هضم نبود همه افسرده و ناراحت بودیم بعضی ها گریه می کردند تا این که یکی از دوستان بزرگوار گفت چرا گریه می کنید اتفاقی نیفتاده امام به فرمان داد که به جبهه بروید از کشورتان،ناموستان  و انقلابتان دفاع کنید ما اطاعت کردیم امروزهم امام صلاح را در صلح می بیند و ما به عنوان یک پیرو ، یک ماموم باید اطاعت کنیم این معنی ولایت فقیه است. ما در هرصورت ادای تکلیف می کنیم.. به این ترتیب قضیه پذیرش آتش بس برای ما راحت تر شد و دانستیم که ما مکلف به ادای تکلیف هستیم .»

در سوگ خورشید جماران

از حوادث حزن انگیز و غمبار اسارت که بسیار هم تلخ بود بحث رحلت حضرت امام بود. امرالله درابن باره می گفت:

« یکی از بچه ها به نام افچنگی که در امور برق اردوگاه کار می کرد  و رفت و آمدی در بهداری داشت به ما خبر داد که امام بیمار است و از مردم خواسته شده که برای شفای امام دعا کنند. چند روز بعد از کنار آسایشگاه پنج می گذشتم که صدای گریه بچه ها را شنیدم در کنار آسایشگاه شش محمود رضا محستی فرد را دیدم به من گفت امرالله امام به رحمت خدا رفته.. من از شدت غم و اندوه کنار آسایشگاه شش به زمین افتادم. همه اردوگاه غرق در ماتم شد. احساس می کردیم که پشت و پناه خود را ازدست داده ایم . صدای گریه بچه ها به آن سوی سیم خاردار ها هم می رسید. روز بسیار تلخ و غم انگیزی بود. هیچگاه در اسارت چنین روز تلخی را تجربه نکرده بودیم. عراقی ها با دیدن حالت ما و شاید براساس دستوری که داشتند لحن و حرکات خود را تغییر دادند. از رادیو قران پخش می کردند و بعضی از سربازان با ما همدردی می کردند و سعی داشتند که ما را آرام کنند.. البته به نظر می رسید که در همه اردوگاه های عراق از ترس واکنش  اسرا این حالت به وجود امده بود.

وضعیت به شکلی بود که بچه ها در این چند روز درست و حسابی غذا نمی خوردند. غذایی که همیشه برای ما کم بود در آن چند روز اضافه هم می آمد.»

توفیقی که حاصل نشد

یکی از شیرین ترین خاطرات اسرا مربوط به زیارت کربلا و.. بود امرالله در مورد این مساله در اردوگاه رمادیه می گفت:

«در عاشورای سال 67 برخوردی با عراقی ها اتفاق افتاد و عقید  علی فرمانده اردوگاه دستور داد تابچه ها را به شدت زدند و چهل نفر از بچه های اردوگاه را به زندان بردند و ان شب وارد آسایشگاه شش که من انجابودم، شدند. ما یکی از مداحان معروف اردوگاه به نام جواد قندی. را مخفیانه به آسایشگاه شش آورده بودیم تا مراسم عزادری را برگزار کنیم. سربازی به نام حسین از قبل این مداح را شناسایی کرده بود.

در آن شب چند نفر را منجمله خودم را برای زدن انتخاب کردند مار را لخت کردند(پیراهن ما را بیرون اوردند) و شروع کردند یک به یک را می زدند. با مشت به فک بچه ها می زدند. یک نفر مانده بود که به من برسند که فرمانده اردوگاه گفت بس کنید. همه چیز داشت تمام می شد که به یک باره چشم حسین سرباز عراقی به جواد قندی افتاد و خطاب به فرماده اردوگاه گفت :«سیدی هذا بلبل خمینی» سربازان همه را رها کردند و پیراهن و زیر پوش جواد را از تنش بیرون آوردند  و رویش آب ریختند و با کابل به جانش افتادند. کابل گاهی دور کمر جواد می پیچید تمام بدنش را زخمی کرده بود کابل بر بدن خیس بیشتر اثر می کند. وقتی که بدن جواد به شدت زخمی و خون آلود شد او را رها کردند و رفتندو جواد جان ما را نجات داد .

در همان شب جاسوسی بین ما بود که برای ملازم عبدالسلام کار می کرد.. او اسامی افراد مورد نظر را نوشته  و به دشمن رسانده بود. بعد از این واقعه ماموران صلیب سرخ وارد اردوگاه شدند بچه ها ماجرا را بیان کردند. نمایندگان صلیب سرخ با دیدن بدن های زخمی اسرا چنان تحت تاثیر قرار گرفتند که یکی از آن ها گفت :«نامردم اگر برای شما کاری نکنم» مدتی بعد از گزارش صلیب سرخ به بغداد و شکایت از آن واقعه مامورانی از بغداد به اردوگاه ما آمدند و افراد کتک خورده آن شب را به بازجویی بردند و بعد از اثبات این ماجرا درجه سرهنگی فرمانده اردوگاه را گرفتند و او را به منطقه دور دستی تبعید کردند.. شاید این بهترین کاری بود که از یک نماینده صلیب سرخ در عراق دیده شد.»

بعد از این جریان از ما خواستند که به کربلا برویم اما اردوگاه با این نظر مخالفت کردند. قطعا ضرب و شتم آن شب و برخورد های قبل و بعد در این تصمیم دخیل بود. در میان بچه ها شایع شده بود که حاج آقا ابوترابی فرموده اندکه به کربلا نروید. در حالی که بعدا مشخص شد که بحث زیارت کربلا پیشنهاد حاج آقا ابوترابی بود. ما زمانی متوجه این ماجرا شدیم که دیر شده بود و براثر اتفاقاتی که در کربلا افتاده بود .... عراقی ها رفتن به کربلا را ممنوع کرده بودند. و به این ترتیب ما از یک توفیق بزرگ محروم شدیم.

 

بوی خوش آزادی

از امرالله صدقی پرسیده شد که چگونه از ماجرای آزادی یا خبر شدید و عکس العمل دوستان چه بود؟

امرالله گفت:« از اوایل مرداد ماه سال1369 شایعاتی در مورد آزادی بین اسرا پخش می شد که منشا آن سربازان عراقی بودند. ما اغلب باور نمی کردیم چرا که به دشمن اعتماد نداشتیم . اما  شنیدن ماجرای نامه صدام به مرحوم آقای هاشمی تقریبا همه را بر این باور داشت که بحث آزادی جدی است. قاطع پشتی ما تلویزیون داشتند و شادی آن ها باعث شد که ماهم باور کنیم کار تمام است و تبادل از موصل آغاز شده است.» امرالله و دوستانش درتاریخ30 مرداد  سال 69 ساعت تقریبا 9شب از اردوگاه خارج و روز 31وارد خاک ایران شدند و جهت قرنطینه اول به کرمانشاه و بعد به اصفهان برده شدند. ودر تاریخ 3شهریور ماه به بهبهان برده شدندو پس از گذشت بیش از 77 ماه اسارت با سرافرازی تمام به آغوش میهن اسلامی بازگشتند. امرالله   بعد از بازگشت  در مجتمع ایثارگران شهید عابد نژاد مشغول به تحصیل شد و موفق به گرفتن دیپلم در این مجتمع گردید..                                                       امرالله با وجودیکه می توانست در پالایشگاه نفت آبادان مشغول به کار شود به دلیل  شرایط خاص نظام تصمیم گرفت به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بپیوندد. او  بعد از استخدام در سپاه و قبولی در آزمون سراسری سال 77جهت ادامه تحصیل به تهران رفت. و مدرک کارشناسی خود را در رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه شهید بهشتی تهران گرفت و سپس در سال 88تصمیم به ادامه تحصیل گرفت و موفق به اخذ لیسانس حقوق از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و سپس اخذ مدرک کارشناسی ارشد حقوق جزا از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال شد، سال75 ازدواج نمود و حاصل این ازدواج دو پسر است که اکنون در حال تحصیل هستند. ایشان هم اکنون از بازنشستگان سپاه پاسداران می باشد.

                                                                                    

                                                                                   

فلسطین چگونه اشغال شد؟

فلسطین جزء سرزمین­هایی‌ است كه اولین تمدن­های بشری را در خود جای داده و دارای قدمت هزاران ساله است، اماكن مقدس بسیاری از سه دین آسمانی در آن وجود دارد كه اهمیت آن را دو چنان می‌نماید.

تهران- الکوثر:  براساس اسناد تاریخی، اقوام اولیه‌ای كه در نقاط مختلف این سرزمین سكونت داشته‌اند، عبارتنداز: ‌آموریان، آرمیان، كنعانیان و...

بنی اسرائیل بعد از این اقوام و در بعضی نقاط فلسطین زندگی كردند، البته هم زمان با چند قبیله عبری(بنی اسرائیل) ‌اقوام دیگری نیز مانند كلدانی‌ها،‌ آشوری‌ها و... در فلسطین زندگی می‌كردند، بنابراین ادعای آنها مبنی بر حق تاریخی بر سرزمین فلسطین صحیح نمی‌‌باشد.

صهیونیست­ها بیش از یك قرن و نیم پیش برای ایجاد اتحاد بین یهودیان سراسر دنیا حركت خود را آغاز كردند، آن‌ها در ابتدا شعار وطن یهودی در آرژانتین یا یكی از كشورهای آفریقایی (بیشتر اوگاندا مطرح بود) سردادند ولی بعدها این شعار برای همراهی و هماهنگ­تر كردن یهودیان سراسر دنیا (با دادن بار اعتقادی) متوجه فلسطین به عنوان سرزمین موعود! یهود شد.

این سرزمین تا زمان خلیفه دوم در دست رومی‌ها بود كه بوسیله پیمان‌نامه با صلح و آرامش و بدون خون‌ریزی بدست مسلمانان فتح شد و تا آخر دوران عثمانی‌ها جزء قلمرو حكومت‌های اسلامی و منطقه‌ای با اكثریت مسلمان و بدون هیچ مزاحمتی برای سایر ادیان بود.

سئوالی که در اینجا مطرح است این است که چرا صهیونیست ها خاورمیانه را انتخاب کردند؟

دلیل اول اینکه همه ادیان آسمانی که مردم را به توحید دعوت کردند ، پیامبران عظیم الشانی که مبعوث شدند ، به دنیا آمدند و به شهادت رسیدند ، در خاورمیانه قد علم کردند . حساسیت دوم موضوع نفت و انرژی است ، به طوریکه ۷۵% انرژی دنیا از خاورمیانه در حال تردد است .

عامل سوم اینکه خاور میانه قلب جهان اسلام است . این منطقه تراکم مسلمانان دنیا را در خود جای داده است و مسلمانان با توجه به دستورات دینی خود که آن ها را به خود اتکایی از مسیحیان و یهودیان و دوری از تبعیت از آن ها تشویق می کندو برعکس غربی ها مایل به تسلط بر تمام مردم دنیا از جمله مسلمانان بودند ، بنابراین برای تسلط و کنترل هرچه بیشتر مسلملنان به این نتیجه رسیدند که یهودیان را در این منطقه مستقر نمایند.

. عامل چهارم : موقعیت جفرافیایی است . جغرافیای خاورمیانه به گونه ای است که محل تلاقی چند قاره دنیا است در واقع قلب آسیا ، افریقا و اروپا است . نمی توان امروز از اقتدار سخن گفت ولی خاورمیانه را نادیده گرفت .

لذا وضعیت و مراحل اشغال این سرزمین مقدس به چهار مرحله تقسیم می­شود:‌

1. پیش از اشغال انگلیسی­ ها

تعداد یهودیان [در فلسطین] از 56 هزار نفر [یعنی معادل] 8درصد در مقابل 644 هزار فلسطینی، [معادل] 92 درصد تجاوز نمی‌كرد و میزان اراضی آنان هم به 2درصد می­رسید.

نخستین موج مهاجرت یهودیان در سال 1882میلادی(1261هجری شمسی) آغاز شد و تعداد مهاجران تا 1903 میلادی(1272هجری شمسی) به حدود 20 هزار نفر رسید.[در جنگ جهانی اول دولت عثمانی شكست خورده و كشور عثمانی تجزیه شده و بین قدرتهای بزرگ آن دوران، فرانسه و انگلیس تقسیم می‌شود] پس از اشغال فلسطین توسط انگلیس، در آوریل 1917میلادی(1286 هجری شمسی) بالفور ( وزیر امور خارجه انگلیس) وعده ایجاد میهن ملی یهود را در فلسطین به یهودیان وعده داد. 

پس از جنگ جهانی اول در سال 1919 میلادی مقارن با 1218 شمسی با شكست عثمانی و تجزیه این سرزمین پهناور اسلامی سرزمین فلسطین با توطئه انگلیسی‌ها به قیمومیت«سرپرستی» انگلیس در می‌آید.

قیمومیت یعنی اینكه مردم سرزمین آنقدر عقب مانده باشند كه نتوانند خود را اداره كنند،‌ بنابراین كشوری‌كه توانمند است می‌آید و به حساب كمك به آن سرزمین حكومت می‌كند و مردم آن سرزمین را در حكومت داری توانمند می‌كند و سرآخر سرزمین را به مردم همان سرزمین می‌سپارد

انگلیسی‌ها كه صهیونیست­های یهودی در آن نفوذ داشتند، در دوران قیمومیت اقدام به واگذاری زمین­های فلسطین به آژانس یهود كردند، در این بین این آژانس تلاش می‌كرد علاوه بر زمین­هایی كه انگلیسی‌ها به آنها می‌دهند با مسلمانان وارد معامله شوند و زمینهای آنها را خریداری كنند، از آنجا كه علمای وقت به اندیشه شوم این یهودیان پی برده بودند، ضمن آگاه ساختن مسلمانان،‌ حكم ارتداد و كشتن افرادی كه زمینهای خود را به یهودیان می­فروشند صادر كردند. صهیونیست‌ها به ناچار یا با ظاهری مسلمان و یا توسط وكلای مسیحی زمینهایی را از مسلمانان خریداری كردند با این حال تا سال 1948 یعنی 60 سال پیش كه انگلیسی­ها این سرزمین را ترك كرده و به صهیونیست­ها واگذار كردند و آنها اعلامیه استقلال اسرائیل را صادر كردند، نزدیك به 6/6 درصد كل سرزمین فعلی فلسطین را در اختیار داشتند در حالیكه قبل از اشغال فلسطین یهودیان تنها 2 درصد فلسطین را در اختیار داشتند. 

و اما پس از 1948 یك رشته اتفاقاتی رخ می‌دهد كه اسرائیل مناطق بیشتری را در اشغال خود در می‌آورد كه مهمترین آنها جنگ 1948 و 1967 است.

2. صدور قطعنامه سازمان ملل

صدور قطعنامه سازمان ملل متحد در 29/11/1947 در مورد تقسیم فلسطین به دو كشور فلسطینی و یهودی و تجزیه 54 درصد از سرزمین فلسطین.  54 درصد به صهیونیستها تعلق گرفت و مابقی به فلسطینیان.

3. از جنگ 1948 تا جنگ 1967

صهیونیست­ها در روز 15/5/1948، ساعاتی پس از اعلام پایان قیمومیت انگلیس، برپایی دولت خود را اعلام كردند و جنگ بین باندهای تروریستی صهیونیستی و فلسطینیان آغاز شد،ارتش­های عربی به حمایت از ملت فلسطین وارد نبرد با صهیونیست­ها شدند ولی چون آمادگی برای این جنگ نداشتند، شكست خوردند، البته وابستگی این ارتش‌ها به ویژه فرماندهان آن‌ها به استعمار انگلیس نیز در ناكارآمدی آنان بسیار مؤثر بود.

« پس از اعلام موجودیت رژیم اشغالگر قدس و توسط بن گوریون، اولین جنگی كه این رژیم علیه فلسطین و كشورهای عربی منطقه به راه انداخت به جنگ 1948 معروف است. در طی این جنگ صهیونیستها 78 درصد كل خاك فلسطین را به اشغال خود در آوردند. در اثر این جنگ، نخستین مرحله آوارگی بزرگ مسلمانان فلسطین به وقوع پیوست. طی آن حدود یك میلیون فلسطینی از مجموع یك میلیون و نهصد هزار فلسطینی در آنزمان آواره شدند. حدود 200000 تن از مسلمانان فلسطین به نوار غزه مهاجرت كردند و 496000 تن به اردن و 100000 تن به لبنان و 85000 تن به سوریه و 20000 تن به مصر و عراق كوچ كردند»، «در سالهای 1953 و 1950 کنست رژیم صهیونیستی قوانینی را مبنی بر مصادره اراضی فلسطینی ها به تصویب رساند.»

هنگام شروع جنگ 1948 تعداد فلسطینیان به 000/056/2 در مقابل 000/650 یهودی می­رسید. بخش اعظم افزایش جمعیت یهودی در اثر مهاجرت‌های مورد حمایت نیروهای اشغالگر انگلیسی بوده‌‌است. یهودیان كه تنها 66/5 درصد از اراضی فلسطین را در اختیار داشتند، در طول دوره قیمومیت انگلیس، ‌بر 11 درصد از سرزمین و از جمله 191 روستا و 7 شهر با زور مستولی شدند. سرانجام با اشغال تقریباً 4/3 (سه چهارم) خاك فلسطین در جنگ 1948، نیمی از فلسطینیان از سرزمین و خانه و كاشانه خود رانده شدند و به صورت آوارگان در اردوگاه­ها به حیات خود ادامه دادند.

4. پس از جنگ 1967م (1346ش) اعراب و اسرائیل معروف به جنگ شش روزه

صهیونیست­ها در جنگ ژوئن 1967م با قیمانده فلسطین را همراه با شبه جزیره سینای مصر و ارتفاعات جولان سوریه به اشغال خود درآوردند. مجموع سرزمین­های عربی زیر سلطه صهیونیست‌ها به 89359 كیلومتر مربع یعنی چهار برابر زمینهای اشغال شده پیش از جنگ 1967م رسید. پیش از جنگ، فلسطینی­ها 25/2میلیون نفر یعنی 70 درصد از جمعیت را در مقابل 30 درصد یهودیان- كه این درصد در اثر مهاجرت یهودیان از سراسر دنیا بود- تشكیل می­دادند. در طول این جنگ بیش از 410 هزار فلسطینی آواره شدند.اسكان صهیونیست‌ها در كرانه باختری و نوار غزه با احداث نخستین شهرك به نام كفر عتصیون در كرانه باختری در 25/11/67 آغاز شد و تنها در سال اول اشغال، 14 شهرك احداث و 12270 مهاجر یهودی در آن­ها اسكان یافتند.

5. آخرین جنگ اعراب و اسرائیل و آغاز روند سازش

انور سادات، رئیس ­جمهور مصر اولین دولتمرد عربی بود كه پس از جنگ 1973م[13][10] (1352هـ .ش) اعراب و اسرائیل معروف به جنگ رمضان با اسرائیل سازش كرد و آن­ را به رسمیت شناخت و با عقد قرارداد سازش (كمپ دیوید) با این رژیم، موجبات یاس و ناامیدی امت عربی را در مبارزه با اسرائیل و آزادسازی فلسطین فراهم كرد. حضرت امام(ره) بارها این حركت خائنانه به آرمان فلسطین و امت اسلامی را تقبیح كردند. ایشان در موضع خود نسبت به صلح انورسادات فرمودند: «من جداً اقدامات انورسادات ( توافقات كمپ دیوید) را محكوم می‌كنم، سادات با قبول صلح با اسرائیل وابستگی خود را به دولت استعمارگر آمریكا آشكارتر نمود و ملت مصر باید دست این خیانتكار _انورسادات_ را از كشور خود قطع كند و ننگ سرسپردگی به آمریكا و صهیونیسم را از ملت بزداید

نقش ایران چه تأثیری در حركت و پیروزی­های ملت فلسطین داشته است؟

بی­ تردید انقلاب اسلامی ایران نه تنها در انقلاب اسلامی مردم فلسطین نقش بسزایی داشته، بلکه نقش محوری در بیداری و هوشیاری جهان اسلام نیز داشته است. انقلاب اسلامی ایران تبدیل به الگویی برای اسلام‌خواهی، استكبارستیزی و آرمان تشکیل حکومت اسلامی در بین ملت‌های اسلامی شده به گونه‌ای که اردوگاه غرب و سران غیر مردم­سالار عرب را به چالش و واکنش کشانده‌است. آن‌ها به خوبی دریافتند که بیداری جهان اسلام با این همه پتانسیل به ضرر غرب و استمرار حکومت سران غیر مردم سالار عرب خواهد بود. انقلاب اسلامی تأثیر عمیقی برملت مسلمان فلسطین در زمینه بازگشت به آموزه­ های دین، امیدوار شدن به توانایی­های خود، الگو قرار دادن نظام اسلامی توسط مبارزان فلسطینی، قرار دادن مسجد به عنوان پایگاه اصلی مبارزه با دشمنان، سامان دادن وحدت بر محور اسلام و شكل­گیری گروههای جهادی (چون حماس و جهاد اسلامی) به جای گذاشته است كه انتفاضه، محصول تأثیرپذیری مبارزات ملت فلسطین از انقلاب اسلامی است. مدیریت بحران فلسطین تا مدت مدیدی به دست دولت‌های عربی و رهبران سازمان‌های چریکی فلسطینی قرار داشته است ولی آن‌ها نتوانسته­اند در معادله موجود تغییری پدید آورند. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و رهنمود حضرت امام خمینی(ره)که از دریچه مقاومت اسلامی و سازش ناپذیری با اسرائیل به مساله فلسطین می­نگریست، تحولات بسیاری در این مسئله بوجود آمد. پیروزی جنبش حزب­الله در لبنان مرهون اندیشه امام خمینی (ره) است. به گفته سید حسن نصرالله پایه اساس ایده مقاومتی كه در این كشور شروع شد و به حركت درآمد در عمق، قدرت، فعالیت و جدیت خود به امام خمینی (ره) بر می­گردد و اوست كه همه این ابعاد را به مقاومت بخشید و عقب­نشینی بدون قید و شرط رژیم صهیونیستی در سال 2000 از این کشور، یکی از مهمترین پیروزی­های آن‌ها بر رژیم صهیونیستی است که توسط اسلام­گرایان بدست آمد. عقب­نشینی اسرائیل از نوار غزه در سال 2005 نیز مدیون جریان مقاومت اسلامی فلسطین است که در اقدام بعدی با پیروزی در انتخابات، زمام امور دولت را در دست گرفت و مشروعیت انتخاباتی را در كنار مشروعیت انقلابی از آن خود ساخت. این تحولات عمدتاً مدیون تفکر امام خمینی(ره) است که اندیشه اسلام انقلابی و مبارزه را اساس حرکت برای آزدسازی فلسطین قرار داد و جریان مقاومت اسلامی را در منطقه گسترش داد. رهبر شهیدجنبش جهاد اسلامی دکتر فتحی شقاقی در رابطه با نقش انقلاب ایران و تأثیر آن بر مبارزات مردم فلسطین گفته است:« هیچ چیز به اندازه انقلاب امام خمینی(ره) نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آن­ها را برانگیزد و امید را در دل­هایشان زنده كند. با پیروزی انقلاب ­اسلامی ما به خود آمدیم و دریافتیم كه آمریكا و اسرائیل نیز قابل شكست هستند، ما فهمیدیم كه با الهام از دین اسلام می­توانیم معجزه كنیم و از این رو ملت مجاهدمان در فلسطین، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را به دیده تقدیر می­نگرند و امام خمینی(ره) را از رهبران جاوید تاریخ اسلام می­دانند.

فلسطین چگونه اشغال شد؟

فلسطین جزء سرزمین­هایی‌ است كه اولین تمدن­های بشری را در خود جای داده و دارای قدمت هزاران ساله است، اماكن مقدس بسیاری از سه دین آسمانی در آن وجود دارد كه اهمیت آن را دو چنان می‌نماید.

تهران- الکوثر:  براساس اسناد تاریخی، اقوام اولیه‌ای كه در نقاط مختلف این سرزمین سكونت داشته‌اند، عبارتنداز: ‌آموریان، آرمیان، كنعانیان و...

بنی اسرائیل بعد از این اقوام و در بعضی نقاط فلسطین زندگی كردند، البته هم زمان با چند قبیله عبری(بنی اسرائیل) ‌اقوام دیگری نیز مانند كلدانی‌ها،‌ آشوری‌ها و... در فلسطین زندگی می‌كردند، بنابراین ادعای آنها مبنی بر حق تاریخی بر سرزمین فلسطین صحیح نمی‌‌باشد.

صهیونیست­ها بیش از یك قرن و نیم پیش برای ایجاد اتحاد بین یهودیان سراسر دنیا حركت خود را آغاز كردند، آن‌ها در ابتدا شعار وطن یهودی در آرژانتین یا یكی از كشورهای آفریقایی (بیشتر اوگاندا مطرح بود) سردادند ولی بعدها این شعار برای همراهی و هماهنگ­تر كردن یهودیان سراسر دنیا (با دادن بار اعتقادی) متوجه فلسطین به عنوان سرزمین موعود! یهود شد.

این سرزمین تا زمان خلیفه دوم در دست رومی‌ها بود كه بوسیله پیمان‌نامه با صلح و آرامش و بدون خون‌ریزی بدست مسلمانان فتح شد و تا آخر دوران عثمانی‌ها جزء قلمرو حكومت‌های اسلامی و منطقه‌ای با اكثریت مسلمان و بدون هیچ مزاحمتی برای سایر ادیان بود.

سئوالی که در اینجا مطرح است این است که چرا صهیونیست ها خاورمیانه را انتخاب کردند؟

دلیل اول اینکه همه ادیان آسمانی که مردم را به توحید دعوت کردند ، پیامبران عظیم الشانی که مبعوث شدند ، به دنیا آمدند و به شهادت رسیدند ، در خاورمیانه قد علم کردند . حساسیت دوم موضوع نفت و انرژی است ، به طوریکه ۷۵% انرژی دنیا از خاورمیانه در حال تردد است .

عامل سوم اینکه خاور میانه قلب جهان اسلام است . این منطقه تراکم مسلمانان دنیا را در خود جای داده است و مسلمانان با توجه به دستورات دینی خود که آن ها را به خود اتکایی از مسیحیان و یهودیان و دوری از تبعیت از آن ها تشویق می کندو برعکس غربی ها مایل به تسلط بر تمام مردم دنیا از جمله مسلمانان بودند ، بنابراین برای تسلط و کنترل هرچه بیشتر مسلملنان به این نتیجه رسیدند که یهودیان را در این منطقه مستقر نمایند.

. عامل چهارم : موقعیت جفرافیایی است . جغرافیای خاورمیانه به گونه ای است که محل تلاقی چند قاره دنیا است در واقع قلب آسیا ، افریقا و اروپا است . نمی توان امروز از اقتدار سخن گفت ولی خاورمیانه را نادیده گرفت .

لذا وضعیت و مراحل اشغال این سرزمین مقدس به چهار مرحله تقسیم می­شود:‌

1. پیش از اشغال انگلیسی­ ها

تعداد یهودیان [در فلسطین] از 56 هزار نفر [یعنی معادل] 8درصد در مقابل 644 هزار فلسطینی، [معادل] 92 درصد تجاوز نمی‌كرد و میزان اراضی آنان هم به 2درصد می­رسید.

نخستین موج مهاجرت یهودیان در سال 1882میلادی(1261هجری شمسی) آغاز شد و تعداد مهاجران تا 1903 میلادی(1272هجری شمسی) به حدود 20 هزار نفر رسید.[در جنگ جهانی اول دولت عثمانی شكست خورده و كشور عثمانی تجزیه شده و بین قدرتهای بزرگ آن دوران، فرانسه و انگلیس تقسیم می‌شود] پس از اشغال فلسطین توسط انگلیس، در آوریل 1917میلادی(1286 هجری شمسی) بالفور ( وزیر امور خارجه انگلیس) وعده ایجاد میهن ملی یهود را در فلسطین به یهودیان وعده داد. 

پس از جنگ جهانی اول در سال 1919 میلادی مقارن با 1218 شمسی با شكست عثمانی و تجزیه این سرزمین پهناور اسلامی سرزمین فلسطین با توطئه انگلیسی‌ها به قیمومیت«سرپرستی» انگلیس در می‌آید.

قیمومیت یعنی اینكه مردم سرزمین آنقدر عقب مانده باشند كه نتوانند خود را اداره كنند،‌ بنابراین كشوری‌كه توانمند است می‌آید و به حساب كمك به آن سرزمین حكومت می‌كند و مردم آن سرزمین را در حكومت داری توانمند می‌كند و سرآخر سرزمین را به مردم همان سرزمین می‌سپارد

انگلیسی‌ها كه صهیونیست­های یهودی در آن نفوذ داشتند، در دوران قیمومیت اقدام به واگذاری زمین­های فلسطین به آژانس یهود كردند، در این بین این آژانس تلاش می‌كرد علاوه بر زمین­هایی كه انگلیسی‌ها به آنها می‌دهند با مسلمانان وارد معامله شوند و زمینهای آنها را خریداری كنند، از آنجا كه علمای وقت به اندیشه شوم این یهودیان پی برده بودند، ضمن آگاه ساختن مسلمانان،‌ حكم ارتداد و كشتن افرادی كه زمینهای خود را به یهودیان می­فروشند صادر كردند. صهیونیست‌ها به ناچار یا با ظاهری مسلمان و یا توسط وكلای مسیحی زمینهایی را از مسلمانان خریداری كردند با این حال تا سال 1948 یعنی 60 سال پیش كه انگلیسی­ها این سرزمین را ترك كرده و به صهیونیست­ها واگذار كردند و آنها اعلامیه استقلال اسرائیل را صادر كردند، نزدیك به 6/6 درصد كل سرزمین فعلی فلسطین را در اختیار داشتند در حالیكه قبل از اشغال فلسطین یهودیان تنها 2 درصد فلسطین را در اختیار داشتند. 

و اما پس از 1948 یك رشته اتفاقاتی رخ می‌دهد كه اسرائیل مناطق بیشتری را در اشغال خود در می‌آورد كه مهمترین آنها جنگ 1948 و 1967 است.

2. صدور قطعنامه سازمان ملل

صدور قطعنامه سازمان ملل متحد در 29/11/1947 در مورد تقسیم فلسطین به دو كشور فلسطینی و یهودی و تجزیه 54 درصد از سرزمین فلسطین.  54 درصد به صهیونیستها تعلق گرفت و مابقی به فلسطینیان.

3. از جنگ 1948 تا جنگ 1967

صهیونیست­ها در روز 15/5/1948، ساعاتی پس از اعلام پایان قیمومیت انگلیس، برپایی دولت خود را اعلام كردند و جنگ بین باندهای تروریستی صهیونیستی و فلسطینیان آغاز شد،ارتش­های عربی به حمایت از ملت فلسطین وارد نبرد با صهیونیست­ها شدند ولی چون آمادگی برای این جنگ نداشتند، شكست خوردند، البته وابستگی این ارتش‌ها به ویژه فرماندهان آن‌ها به استعمار انگلیس نیز در ناكارآمدی آنان بسیار مؤثر بود.

« پس از اعلام موجودیت رژیم اشغالگر قدس و توسط بن گوریون، اولین جنگی كه این رژیم علیه فلسطین و كشورهای عربی منطقه به راه انداخت به جنگ 1948 معروف است. در طی این جنگ صهیونیستها 78 درصد كل خاك فلسطین را به اشغال خود در آوردند. در اثر این جنگ، نخستین مرحله آوارگی بزرگ مسلمانان فلسطین به وقوع پیوست. طی آن حدود یك میلیون فلسطینی از مجموع یك میلیون و نهصد هزار فلسطینی در آنزمان آواره شدند. حدود 200000 تن از مسلمانان فلسطین به نوار غزه مهاجرت كردند و 496000 تن به اردن و 100000 تن به لبنان و 85000 تن به سوریه و 20000 تن به مصر و عراق كوچ كردند»، «در سالهای 1953 و 1950 کنست رژیم صهیونیستی قوانینی را مبنی بر مصادره اراضی فلسطینی ها به تصویب رساند.»

هنگام شروع جنگ 1948 تعداد فلسطینیان به 000/056/2 در مقابل 000/650 یهودی می­رسید. بخش اعظم افزایش جمعیت یهودی در اثر مهاجرت‌های مورد حمایت نیروهای اشغالگر انگلیسی بوده‌‌است. یهودیان كه تنها 66/5 درصد از اراضی فلسطین را در اختیار داشتند، در طول دوره قیمومیت انگلیس، ‌بر 11 درصد از سرزمین و از جمله 191 روستا و 7 شهر با زور مستولی شدند. سرانجام با اشغال تقریباً 4/3 (سه چهارم) خاك فلسطین در جنگ 1948، نیمی از فلسطینیان از سرزمین و خانه و كاشانه خود رانده شدند و به صورت آوارگان در اردوگاه­ها به حیات خود ادامه دادند.

4. پس از جنگ 1967م (1346ش) اعراب و اسرائیل معروف به جنگ شش روزه

صهیونیست­ها در جنگ ژوئن 1967م با قیمانده فلسطین را همراه با شبه جزیره سینای مصر و ارتفاعات جولان سوریه به اشغال خود درآوردند. مجموع سرزمین­های عربی زیر سلطه صهیونیست‌ها به 89359 كیلومتر مربع یعنی چهار برابر زمینهای اشغال شده پیش از جنگ 1967م رسید. پیش از جنگ، فلسطینی­ها 25/2میلیون نفر یعنی 70 درصد از جمعیت را در مقابل 30 درصد یهودیان- كه این درصد در اثر مهاجرت یهودیان از سراسر دنیا بود- تشكیل می­دادند. در طول این جنگ بیش از 410 هزار فلسطینی آواره شدند.اسكان صهیونیست‌ها در كرانه باختری و نوار غزه با احداث نخستین شهرك به نام كفر عتصیون در كرانه باختری در 25/11/67 آغاز شد و تنها در سال اول اشغال، 14 شهرك احداث و 12270 مهاجر یهودی در آن­ها اسكان یافتند.

5. آخرین جنگ اعراب و اسرائیل و آغاز روند سازش

انور سادات، رئیس ­جمهور مصر اولین دولتمرد عربی بود كه پس از جنگ 1973م[13][10] (1352هـ .ش) اعراب و اسرائیل معروف به جنگ رمضان با اسرائیل سازش كرد و آن­ را به رسمیت شناخت و با عقد قرارداد سازش (كمپ دیوید) با این رژیم، موجبات یاس و ناامیدی امت عربی را در مبارزه با اسرائیل و آزادسازی فلسطین فراهم كرد. حضرت امام(ره) بارها این حركت خائنانه به آرمان فلسطین و امت اسلامی را تقبیح كردند. ایشان در موضع خود نسبت به صلح انورسادات فرمودند: «من جداً اقدامات انورسادات ( توافقات كمپ دیوید) را محكوم می‌كنم، سادات با قبول صلح با اسرائیل وابستگی خود را به دولت استعمارگر آمریكا آشكارتر نمود و ملت مصر باید دست این خیانتكار _انورسادات_ را از كشور خود قطع كند و ننگ سرسپردگی به آمریكا و صهیونیسم را از ملت بزداید

نقش ایران چه تأثیری در حركت و پیروزی­های ملت فلسطین داشته است؟

بی­ تردید انقلاب اسلامی ایران نه تنها در انقلاب اسلامی مردم فلسطین نقش بسزایی داشته، بلکه نقش محوری در بیداری و هوشیاری جهان اسلام نیز داشته است. انقلاب اسلامی ایران تبدیل به الگویی برای اسلام‌خواهی، استكبارستیزی و آرمان تشکیل حکومت اسلامی در بین ملت‌های اسلامی شده به گونه‌ای که اردوگاه غرب و سران غیر مردم­سالار عرب را به چالش و واکنش کشانده‌است. آن‌ها به خوبی دریافتند که بیداری جهان اسلام با این همه پتانسیل به ضرر غرب و استمرار حکومت سران غیر مردم سالار عرب خواهد بود. انقلاب اسلامی تأثیر عمیقی برملت مسلمان فلسطین در زمینه بازگشت به آموزه­ های دین، امیدوار شدن به توانایی­های خود، الگو قرار دادن نظام اسلامی توسط مبارزان فلسطینی، قرار دادن مسجد به عنوان پایگاه اصلی مبارزه با دشمنان، سامان دادن وحدت بر محور اسلام و شكل­گیری گروههای جهادی (چون حماس و جهاد اسلامی) به جای گذاشته است كه انتفاضه، محصول تأثیرپذیری مبارزات ملت فلسطین از انقلاب اسلامی است. مدیریت بحران فلسطین تا مدت مدیدی به دست دولت‌های عربی و رهبران سازمان‌های چریکی فلسطینی قرار داشته است ولی آن‌ها نتوانسته­اند در معادله موجود تغییری پدید آورند. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و رهنمود حضرت امام خمینی(ره)که از دریچه مقاومت اسلامی و سازش ناپذیری با اسرائیل به مساله فلسطین می­نگریست، تحولات بسیاری در این مسئله بوجود آمد. پیروزی جنبش حزب­الله در لبنان مرهون اندیشه امام خمینی (ره) است. به گفته سید حسن نصرالله پایه اساس ایده مقاومتی كه در این كشور شروع شد و به حركت درآمد در عمق، قدرت، فعالیت و جدیت خود به امام خمینی (ره) بر می­گردد و اوست كه همه این ابعاد را به مقاومت بخشید و عقب­نشینی بدون قید و شرط رژیم صهیونیستی در سال 2000 از این کشور، یکی از مهمترین پیروزی­های آن‌ها بر رژیم صهیونیستی است که توسط اسلام­گرایان بدست آمد. عقب­نشینی اسرائیل از نوار غزه در سال 2005 نیز مدیون جریان مقاومت اسلامی فلسطین است که در اقدام بعدی با پیروزی در انتخابات، زمام امور دولت را در دست گرفت و مشروعیت انتخاباتی را در كنار مشروعیت انقلابی از آن خود ساخت. این تحولات عمدتاً مدیون تفکر امام خمینی(ره) است که اندیشه اسلام انقلابی و مبارزه را اساس حرکت برای آزدسازی فلسطین قرار داد و جریان مقاومت اسلامی را در منطقه گسترش داد. رهبر شهیدجنبش جهاد اسلامی دکتر فتحی شقاقی در رابطه با نقش انقلاب ایران و تأثیر آن بر مبارزات مردم فلسطین گفته است:« هیچ چیز به اندازه انقلاب امام خمینی(ره) نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آن­ها را برانگیزد و امید را در دل­هایشان زنده كند. با پیروزی انقلاب ­اسلامی ما به خود آمدیم و دریافتیم كه آمریكا و اسرائیل نیز قابل شكست هستند، ما فهمیدیم كه با الهام از دین اسلام می­توانیم معجزه كنیم و از این رو ملت مجاهدمان در فلسطین، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را به دیده تقدیر می­نگرند و امام خمینی(ره) را از رهبران جاوید تاریخ اسلام می­دانند.

فلسطین چگونه اشغال شد؟

فلسطین جزء سرزمین­هایی‌ است كه اولین تمدن­های بشری را در خود جای داده و دارای قدمت هزاران ساله است، اماكن مقدس بسیاری از سه دین آسمانی در آن وجود دارد كه اهمیت آن را دو چنان می‌نماید.

تهران- الکوثر:  براساس اسناد تاریخی، اقوام اولیه‌ای كه در نقاط مختلف این سرزمین سكونت داشته‌اند، عبارتنداز: ‌آموریان، آرمیان، كنعانیان و...

بنی اسرائیل بعد از این اقوام و در بعضی نقاط فلسطین زندگی كردند، البته هم زمان با چند قبیله عبری(بنی اسرائیل) ‌اقوام دیگری نیز مانند كلدانی‌ها،‌ آشوری‌ها و... در فلسطین زندگی می‌كردند، بنابراین ادعای آنها مبنی بر حق تاریخی بر سرزمین فلسطین صحیح نمی‌‌باشد.

صهیونیست­ها بیش از یك قرن و نیم پیش برای ایجاد اتحاد بین یهودیان سراسر دنیا حركت خود را آغاز كردند، آن‌ها در ابتدا شعار وطن یهودی در آرژانتین یا یكی از كشورهای آفریقایی (بیشتر اوگاندا مطرح بود) سردادند ولی بعدها این شعار برای همراهی و هماهنگ­تر كردن یهودیان سراسر دنیا (با دادن بار اعتقادی) متوجه فلسطین به عنوان سرزمین موعود! یهود شد.

این سرزمین تا زمان خلیفه دوم در دست رومی‌ها بود كه بوسیله پیمان‌نامه با صلح و آرامش و بدون خون‌ریزی بدست مسلمانان فتح شد و تا آخر دوران عثمانی‌ها جزء قلمرو حكومت‌های اسلامی و منطقه‌ای با اكثریت مسلمان و بدون هیچ مزاحمتی برای سایر ادیان بود.

سئوالی که در اینجا مطرح است این است که چرا صهیونیست ها خاورمیانه را انتخاب کردند؟

دلیل اول اینکه همه ادیان آسمانی که مردم را به توحید دعوت کردند ، پیامبران عظیم الشانی که مبعوث شدند ، به دنیا آمدند و به شهادت رسیدند ، در خاورمیانه قد علم کردند . حساسیت دوم موضوع نفت و انرژی است ، به طوریکه ۷۵% انرژی دنیا از خاورمیانه در حال تردد است .

عامل سوم اینکه خاور میانه قلب جهان اسلام است . این منطقه تراکم مسلمانان دنیا را در خود جای داده است و مسلمانان با توجه به دستورات دینی خود که آن ها را به خود اتکایی از مسیحیان و یهودیان و دوری از تبعیت از آن ها تشویق می کندو برعکس غربی ها مایل به تسلط بر تمام مردم دنیا از جمله مسلمانان بودند ، بنابراین برای تسلط و کنترل هرچه بیشتر مسلملنان به این نتیجه رسیدند که یهودیان را در این منطقه مستقر نمایند.

. عامل چهارم : موقعیت جفرافیایی است . جغرافیای خاورمیانه به گونه ای است که محل تلاقی چند قاره دنیا است در واقع قلب آسیا ، افریقا و اروپا است . نمی توان امروز از اقتدار سخن گفت ولی خاورمیانه را نادیده گرفت .

لذا وضعیت و مراحل اشغال این سرزمین مقدس به چهار مرحله تقسیم می­شود:‌

1. پیش از اشغال انگلیسی­ ها

تعداد یهودیان [در فلسطین] از 56 هزار نفر [یعنی معادل] 8درصد در مقابل 644 هزار فلسطینی، [معادل] 92 درصد تجاوز نمی‌كرد و میزان اراضی آنان هم به 2درصد می­رسید.

نخستین موج مهاجرت یهودیان در سال 1882میلادی(1261هجری شمسی) آغاز شد و تعداد مهاجران تا 1903 میلادی(1272هجری شمسی) به حدود 20 هزار نفر رسید.[در جنگ جهانی اول دولت عثمانی شكست خورده و كشور عثمانی تجزیه شده و بین قدرتهای بزرگ آن دوران، فرانسه و انگلیس تقسیم می‌شود] پس از اشغال فلسطین توسط انگلیس، در آوریل 1917میلادی(1286 هجری شمسی) بالفور ( وزیر امور خارجه انگلیس) وعده ایجاد میهن ملی یهود را در فلسطین به یهودیان وعده داد. 

پس از جنگ جهانی اول در سال 1919 میلادی مقارن با 1218 شمسی با شكست عثمانی و تجزیه این سرزمین پهناور اسلامی سرزمین فلسطین با توطئه انگلیسی‌ها به قیمومیت«سرپرستی» انگلیس در می‌آید.

قیمومیت یعنی اینكه مردم سرزمین آنقدر عقب مانده باشند كه نتوانند خود را اداره كنند،‌ بنابراین كشوری‌كه توانمند است می‌آید و به حساب كمك به آن سرزمین حكومت می‌كند و مردم آن سرزمین را در حكومت داری توانمند می‌كند و سرآخر سرزمین را به مردم همان سرزمین می‌سپارد

انگلیسی‌ها كه صهیونیست­های یهودی در آن نفوذ داشتند، در دوران قیمومیت اقدام به واگذاری زمین­های فلسطین به آژانس یهود كردند، در این بین این آژانس تلاش می‌كرد علاوه بر زمین­هایی كه انگلیسی‌ها به آنها می‌دهند با مسلمانان وارد معامله شوند و زمینهای آنها را خریداری كنند، از آنجا كه علمای وقت به اندیشه شوم این یهودیان پی برده بودند، ضمن آگاه ساختن مسلمانان،‌ حكم ارتداد و كشتن افرادی كه زمینهای خود را به یهودیان می­فروشند صادر كردند. صهیونیست‌ها به ناچار یا با ظاهری مسلمان و یا توسط وكلای مسیحی زمینهایی را از مسلمانان خریداری كردند با این حال تا سال 1948 یعنی 60 سال پیش كه انگلیسی­ها این سرزمین را ترك كرده و به صهیونیست­ها واگذار كردند و آنها اعلامیه استقلال اسرائیل را صادر كردند، نزدیك به 6/6 درصد كل سرزمین فعلی فلسطین را در اختیار داشتند در حالیكه قبل از اشغال فلسطین یهودیان تنها 2 درصد فلسطین را در اختیار داشتند. 

و اما پس از 1948 یك رشته اتفاقاتی رخ می‌دهد كه اسرائیل مناطق بیشتری را در اشغال خود در می‌آورد كه مهمترین آنها جنگ 1948 و 1967 است.

2. صدور قطعنامه سازمان ملل

صدور قطعنامه سازمان ملل متحد در 29/11/1947 در مورد تقسیم فلسطین به دو كشور فلسطینی و یهودی و تجزیه 54 درصد از سرزمین فلسطین.  54 درصد به صهیونیستها تعلق گرفت و مابقی به فلسطینیان.

3. از جنگ 1948 تا جنگ 1967

صهیونیست­ها در روز 15/5/1948، ساعاتی پس از اعلام پایان قیمومیت انگلیس، برپایی دولت خود را اعلام كردند و جنگ بین باندهای تروریستی صهیونیستی و فلسطینیان آغاز شد،ارتش­های عربی به حمایت از ملت فلسطین وارد نبرد با صهیونیست­ها شدند ولی چون آمادگی برای این جنگ نداشتند، شكست خوردند، البته وابستگی این ارتش‌ها به ویژه فرماندهان آن‌ها به استعمار انگلیس نیز در ناكارآمدی آنان بسیار مؤثر بود.

« پس از اعلام موجودیت رژیم اشغالگر قدس و توسط بن گوریون، اولین جنگی كه این رژیم علیه فلسطین و كشورهای عربی منطقه به راه انداخت به جنگ 1948 معروف است. در طی این جنگ صهیونیستها 78 درصد كل خاك فلسطین را به اشغال خود در آوردند. در اثر این جنگ، نخستین مرحله آوارگی بزرگ مسلمانان فلسطین به وقوع پیوست. طی آن حدود یك میلیون فلسطینی از مجموع یك میلیون و نهصد هزار فلسطینی در آنزمان آواره شدند. حدود 200000 تن از مسلمانان فلسطین به نوار غزه مهاجرت كردند و 496000 تن به اردن و 100000 تن به لبنان و 85000 تن به سوریه و 20000 تن به مصر و عراق كوچ كردند»، «در سالهای 1953 و 1950 کنست رژیم صهیونیستی قوانینی را مبنی بر مصادره اراضی فلسطینی ها به تصویب رساند.»

هنگام شروع جنگ 1948 تعداد فلسطینیان به 000/056/2 در مقابل 000/650 یهودی می­رسید. بخش اعظم افزایش جمعیت یهودی در اثر مهاجرت‌های مورد حمایت نیروهای اشغالگر انگلیسی بوده‌‌است. یهودیان كه تنها 66/5 درصد از اراضی فلسطین را در اختیار داشتند، در طول دوره قیمومیت انگلیس، ‌بر 11 درصد از سرزمین و از جمله 191 روستا و 7 شهر با زور مستولی شدند. سرانجام با اشغال تقریباً 4/3 (سه چهارم) خاك فلسطین در جنگ 1948، نیمی از فلسطینیان از سرزمین و خانه و كاشانه خود رانده شدند و به صورت آوارگان در اردوگاه­ها به حیات خود ادامه دادند.

4. پس از جنگ 1967م (1346ش) اعراب و اسرائیل معروف به جنگ شش روزه

صهیونیست­ها در جنگ ژوئن 1967م با قیمانده فلسطین را همراه با شبه جزیره سینای مصر و ارتفاعات جولان سوریه به اشغال خود درآوردند. مجموع سرزمین­های عربی زیر سلطه صهیونیست‌ها به 89359 كیلومتر مربع یعنی چهار برابر زمینهای اشغال شده پیش از جنگ 1967م رسید. پیش از جنگ، فلسطینی­ها 25/2میلیون نفر یعنی 70 درصد از جمعیت را در مقابل 30 درصد یهودیان- كه این درصد در اثر مهاجرت یهودیان از سراسر دنیا بود- تشكیل می­دادند. در طول این جنگ بیش از 410 هزار فلسطینی آواره شدند.اسكان صهیونیست‌ها در كرانه باختری و نوار غزه با احداث نخستین شهرك به نام كفر عتصیون در كرانه باختری در 25/11/67 آغاز شد و تنها در سال اول اشغال، 14 شهرك احداث و 12270 مهاجر یهودی در آن­ها اسكان یافتند.

5. آخرین جنگ اعراب و اسرائیل و آغاز روند سازش

انور سادات، رئیس ­جمهور مصر اولین دولتمرد عربی بود كه پس از جنگ 1973م[13][10] (1352هـ .ش) اعراب و اسرائیل معروف به جنگ رمضان با اسرائیل سازش كرد و آن­ را به رسمیت شناخت و با عقد قرارداد سازش (كمپ دیوید) با این رژیم، موجبات یاس و ناامیدی امت عربی را در مبارزه با اسرائیل و آزادسازی فلسطین فراهم كرد. حضرت امام(ره) بارها این حركت خائنانه به آرمان فلسطین و امت اسلامی را تقبیح كردند. ایشان در موضع خود نسبت به صلح انورسادات فرمودند: «من جداً اقدامات انورسادات ( توافقات كمپ دیوید) را محكوم می‌كنم، سادات با قبول صلح با اسرائیل وابستگی خود را به دولت استعمارگر آمریكا آشكارتر نمود و ملت مصر باید دست این خیانتكار _انورسادات_ را از كشور خود قطع كند و ننگ سرسپردگی به آمریكا و صهیونیسم را از ملت بزداید

نقش ایران چه تأثیری در حركت و پیروزی­های ملت فلسطین داشته است؟

بی­ تردید انقلاب اسلامی ایران نه تنها در انقلاب اسلامی مردم فلسطین نقش بسزایی داشته، بلکه نقش محوری در بیداری و هوشیاری جهان اسلام نیز داشته است. انقلاب اسلامی ایران تبدیل به الگویی برای اسلام‌خواهی، استكبارستیزی و آرمان تشکیل حکومت اسلامی در بین ملت‌های اسلامی شده به گونه‌ای که اردوگاه غرب و سران غیر مردم­سالار عرب را به چالش و واکنش کشانده‌است. آن‌ها به خوبی دریافتند که بیداری جهان اسلام با این همه پتانسیل به ضرر غرب و استمرار حکومت سران غیر مردم سالار عرب خواهد بود. انقلاب اسلامی تأثیر عمیقی برملت مسلمان فلسطین در زمینه بازگشت به آموزه­ های دین، امیدوار شدن به توانایی­های خود، الگو قرار دادن نظام اسلامی توسط مبارزان فلسطینی، قرار دادن مسجد به عنوان پایگاه اصلی مبارزه با دشمنان، سامان دادن وحدت بر محور اسلام و شكل­گیری گروههای جهادی (چون حماس و جهاد اسلامی) به جای گذاشته است كه انتفاضه، محصول تأثیرپذیری مبارزات ملت فلسطین از انقلاب اسلامی است. مدیریت بحران فلسطین تا مدت مدیدی به دست دولت‌های عربی و رهبران سازمان‌های چریکی فلسطینی قرار داشته است ولی آن‌ها نتوانسته­اند در معادله موجود تغییری پدید آورند. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و رهنمود حضرت امام خمینی(ره)که از دریچه مقاومت اسلامی و سازش ناپذیری با اسرائیل به مساله فلسطین می­نگریست، تحولات بسیاری در این مسئله بوجود آمد. پیروزی جنبش حزب­الله در لبنان مرهون اندیشه امام خمینی (ره) است. به گفته سید حسن نصرالله پایه اساس ایده مقاومتی كه در این كشور شروع شد و به حركت درآمد در عمق، قدرت، فعالیت و جدیت خود به امام خمینی (ره) بر می­گردد و اوست كه همه این ابعاد را به مقاومت بخشید و عقب­نشینی بدون قید و شرط رژیم صهیونیستی در سال 2000 از این کشور، یکی از مهمترین پیروزی­های آن‌ها بر رژیم صهیونیستی است که توسط اسلام­گرایان بدست آمد. عقب­نشینی اسرائیل از نوار غزه در سال 2005 نیز مدیون جریان مقاومت اسلامی فلسطین است که در اقدام بعدی با پیروزی در انتخابات، زمام امور دولت را در دست گرفت و مشروعیت انتخاباتی را در كنار مشروعیت انقلابی از آن خود ساخت. این تحولات عمدتاً مدیون تفکر امام خمینی(ره) است که اندیشه اسلام انقلابی و مبارزه را اساس حرکت برای آزدسازی فلسطین قرار داد و جریان مقاومت اسلامی را در منطقه گسترش داد. رهبر شهیدجنبش جهاد اسلامی دکتر فتحی شقاقی در رابطه با نقش انقلاب ایران و تأثیر آن بر مبارزات مردم فلسطین گفته است:« هیچ چیز به اندازه انقلاب امام خمینی(ره) نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آن­ها را برانگیزد و امید را در دل­هایشان زنده كند. با پیروزی انقلاب ­اسلامی ما به خود آمدیم و دریافتیم كه آمریكا و اسرائیل نیز قابل شكست هستند، ما فهمیدیم كه با الهام از دین اسلام می­توانیم معجزه كنیم و از این رو ملت مجاهدمان در فلسطین، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را به دیده تقدیر می­نگرند و امام خمینی(ره) را از رهبران جاوید تاریخ اسلام می­دانند.