عشق و فناجوئی و قدرت و جاودانگی

عشق و قدرت و فناجوئي و جاودانگي:


اگر عاشق شدن، عاشق بر ضد «خود» شدن است که جز اين هم نيست ( و جز اين تجارت است و نه عشق ) پس عشق همان حرکت از هستي خويش بسوي نيستي خويش (معشوق) است پس چنين حرکتي تماماً قدرت است زيرا اصولاً هر حرکتي مستلزم قدرتي است تا چه رسد حرکت به سوي نيستي. پس عشق عين قدرت و بلکه نابترين قدرتها و حرکت بسوي هسته مرکزي قدرت است و اصلاً قدرت موجود در کانون نيستي خويش است که کسي را عاشق مي کند : عاشق بر نيستي. معشوق به عنوان معشوق فقط وسيله اي براي اين حرکت و تجربه فنا و قدرت و جاودانگي است. آنکه فناخواه تر است عاشق تر و قدرتمند تر است و بر حق تر. زيرا حق ابطال خود را پيشاپيش درک کرده و پذيرا شده است.


از کتاب الحاقه تأليف استاد علي اکبر خانجاني ص 15


@eshghvaerfan2


nooreomid.net



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.